خارج اصول (اجتماع امر و نهی) حرم‌مطهر ۱۴۰۰

درس خارج اصول استاد عابدی

نواهی؛ اجتماع امر و نهی؛ بررسی شمول بحث دلالت نهی بر فساد در انواع نهی

مباحث مطرح شده در این جلسه:

بررسی شمول بحث دلالت نهی بر فساد در انواع نهی

❋ ❋ ❋

بررسی شمول بحث دلالت نهی بر فساد در انواع نهی

انواع حرام
چند نوع نهی وجود دارد. نهی ذاتی و نهی تشریعی. نهی ذاتی یعنی ذات منهی عنه دارای مفسده است؛ ولی نهی تشریعی یعنی ذات منهی عنه مفسده ندارد بلکه تشریع است. نهی ذاتی یا تنزیهی است یا الزامی. نهی تحریمی یا اصلی است یا تبعی. اصلی مانند حرمت غیبت، تبعی مانند اینکه امر به شیء مقتضی نهی از ضد است. نهی یا نفسی است یعنی متعلقش دارای مفسده است یا غیری است مانند مقدمه حرام.
آیا تمام این انواع حرمت داخل در بحث هستند؟
در نهی تشریعی، اگر عبادت متعلق نهی تشریعی بود، داخل در بحث است و نهی دلالت بر فساد می‌کند، یعنی این کار تشریع شده مقرب نیست. اگر معامله متعلق نهی تشریعی بود، چنانچه از باب بدعت در دین و تشریع هستند: ۱- در مثل نکاح شغار که دو خانواده از یکدیگر دختر می‌گیرند و مهر هر یک را ازدواج دیگری قرار می‌دهند، این نکاح بدعت و مورد نهی است. ۲- در باب بیع اگر کسی معامله جدیدی اختراع کرد مانند هولدینگ و رمز ارز، چنانچه جزء دین بدانیم تشریع و حرام است، اما در این صورت معامله صحیح است چون عقلایی است اما مرتکب حرام شده است چون آن را جزء دین قرار داده است. لذا نهی از آن دلیل بر فساد نیست.
نهی تحریمی هم داخل در بحث است.
نهی تنزیهی مثل کراهت؛ اگر شارع از معامله یا عبادتی نهی تنزیهی کرد؛ مثلاً نهی از قصابی یا نهی از نماز در حمام، نهی تنزیهی مفسده غیر الزامی دارد، می‌توان بحث کرد که نماز در حمام که مفسده‌اش کم است، آیا می‌تواند مقرب باشد؟ در معاملات هم می‌توان بحث کرد که وقتی شارع از معامله‌ای کراهت دارد، آیا صحیح است؟ لذا ملاک بحث دلالت نهی بر فساد مطرح است و جای بحث دارد.
اگر نهی غیری یا تبعی باشد، آیا بحث دلالت نهی بر فساد شامل می‌شود؟ در نهی غیری مانند نهی از مقدمه حرام (برفرض آنکه مقدمه حرام را حرام بدانیم) آیا داخل در بحث است؟ مقدمه مصلحت و مفسده ندارد، پس نمی‌توان گفت چیزی که مفسده دارد؛ آیا می‌تواند مقرب باشد؟ هر چیزی که نهی غیری دارد از بحث خارج است چون نهی غیری دلالت بر مفسده متعلق ندارد.
آخوند در نهی تبعی مثل اقتضاء می‌فرماید: ظاهراً از بحث خارج است اما ملاکا داخل است. مراد آخوند این است که بحث ما دلالت نهی بر فساد است، نهی هم لفظ است اما در اینجا نهی لفظی وجود ندارد. نهی تبعی ملاک نهی است لذا ملاکا بحث جاری می‌شود اما لفظاً جاری نمی‌شود. ولی همان‌گونه که در بحث مقدمه واجب و مقدمه حرام، وجوب و حرمت را عقلی می‌دانند نه شرعی، در نهی تبعی هم لفظ وجود ندارد؛ اما بحث این است که تبعی مصلحت دارد نه مفسده، غذا خوردن مصلحت دارد اما چون با نماز مقرون شده است شارع نهی کرده است. پس نه عنوانا و نه ملاکا داخل در بحث نیست؛ چون لفظ نهی وجود ندارد و ملاک نهی هم وجود ندارد.
بنابراین به‌جز نهی تبعی، بقیه اقسام نهی داخل در بحث هستند.