خارج اصول، اصول عملیه؛ حرم‌مطهر ۱۴۰۵

درس خارج اصول استاد عابدی

بررسی تنبیه دوم از تنبیهات برائت

مباحث مطرح شده در این جلسه:

  • اصاله البرائه
  • تنبیهات برائت
  • تنبیه دوم برائت: حُسن احتیاط
  • ثمرات فقهی برداشت‌های مختلف از اخبار «من بلغ»
  • ثمره پنجم: امکان یا عدم امکان تداخل مسببات در عبادات مستحبی
  • بررسی ابتناء تداخل مسببات در مستحبات بر مبنای استحباب نفسی در اخبار «من بلغ»
  • بررسی شمول اخبار «من بلغ» نسبت به فضائل اهل‌بیت(ع)، زیارات و روضه‌ها و تفاوت ملاک‌های علوم
  • لزوم تفکیک ملاک‌های ارزیابی فقهی از ملاک‌های اخلاقی، تاریخی و عرفانی
❋ ❋ ❋
تنبیه دوم برائت: حُسن احتیاط
ثمرات فقهی برداشت‌های مختلف از اخبار «من بلغ»
ثمره پنجم: امکان یا عدم امکان تداخل مسببات در عبادات مستحبی

یکی دو نکته راجع به احادیث «من بلغ» عرض می‌کنم تا این بحث تمام بشود. یکی از ثمرات اقوال مختلف پیرامون روایات «من بلغ» یکی‌اش این است که در مفاتیح دیده‌اید که نمازهایی را به عنوان نمازهای ماه رمضان، ماه رجب و از نمازها بسیار هست که مثلاً شب اول ماه رمضان چند رکعت نماز، شب دوم چند رکعت و همینطور که یک ماه رمضان ۱۰۰ رکعت نماز بشود. این مثال را هم عرض کنم که یک وقت شب اول ماه ذی‌حجه بود، آیت‌ﷲ بهجت رضوان ﷲ علیه نماز مغرب را که خواند ۴ رکعت نافله مغرب را خواند، بلند شد اقامه نماز عشاء را می‌گفت که یک کسی از پشت سر گفت آقا امشب شب اول ماه ذی‌حجه است. تا این را گفت آیت‌ﷲ بهجت اقامه را شکست و سریع دو رکعت نماز دهه ذی‌حجه را خواند و بعدش نماز عشاء را خواند؛ یعنی آن شب ۶ رکعت نماز نافله خواند. قبلاً عرض کرده بودم که نافله‌ها تداخل می‌کند، یعنی برای مثال شما اگر یک نماز غفیله بخوانید، این هم یک نماز غفیله است هم دو رکعت نافله مغرب. لذا لازم نیست ۶ رکعت نماز بخوانید، همین دو رکعت غفیله می‌خوانید و یک دو رکعتی هم نافله مغرب می‌خوانید، ۴ رکعت هم این کافی است ولی ثواب آن ۶ رکعت را دارد. آقای بهجت شب دوم ۴ رکعت نافله خواند، نه ۶ رکعت، ولی شب اول ۶ رکعت خواند، چون شب اول ذی‌حجه حواسش نبود، تداخل نبود. شب دوم می‌آید برای مثال همین نماز دهه ذی‌حجه را می‌خواند، هم نماز دهه ذی‌حجه است هم دو رکعت نافله مغرب است، تداخل می‌شود، دو رکعت نافله مغرب هم می‌خواند و لذا شب اول ۶ رکعت، شب دوم چهار رکعت.

همین چند روز پیش یکی از فرماندهان نظامی می‌گفت من همین نماز شب را که می‌خوانم چهار رکعتش نماز جعفر طیار است، یعنی هم نماز جعفر طیار است و هم چهار رکعت نماز شب است که تداخل است.

دیگران می‌گویند تداخل، مراد این است که در دو رکعت تداخل است، ولی عرض من این است که من می‌گویم همان دو رکعت غفیله بخوانید به جای ۴ رکعت نافله مغرب هم حساب می‌شود.

بررسی ابتناء تداخل مسببات در مستحبات بر مبنای استحباب نفسی در اخبار «من بلغ»

وقتی که بحث اخبار «من بلغ» می‌شود، اگر کسی گفت از این اخبار استفاده می‌شود که این نمازهای مستحبی که برای مثال در مفاتیح آمده است واقعاً مستحب هستند یا از روایات استفاده می‌شود که در مستحبات روایات ضعیف حجت یا معتبر هستند، اگر کسی این را گفت نتیجه‌اش این می‌شود که می‌تواند قائل به تداخل مسببات بشود. اگر کسی گفت از این روایات، استحباب نفسی استفاده نمی‌شود بلکه فقط تفضل خداست و ثواب داده می‌شود یا اگر کسی گفت فقط احتیاط استفاده می‌شود و مستحب است، تداخل استفاده نمی‌شود و زمینه تداخل نیست بلکه موضوع تداخل وجود ندارد. ثمره این شد که طبق برخی اقوال تداخل در مسببات در نمازهای مستحبی یا روزه‌های مستحبی قابل تصور است، طبق برخی تداخل نیست.

بررسی شمول اخبار «من بلغ» نسبت به فضائل اهل‌بیت(علیهم السلام)، زیارات و روضه‌ها و تفاوت ملاک‌های علوم

در اینکه اهل بیت علیهم السلام در قله فضائل و کمالاتند بحثی نیست. اینکه روایات معتبر درباره فضائل اهل بیت هم فراوان است مسلم است. ولی احادیث ضعیف درباره فضائل اهل بیت یا درباره فلان زیارت، فلان امامزاده یا درباره برای مثال فلان مسجد، فلان مقبره و امثال آن داریم؛ چیزهایی در کتاب‌های تاریخی یا کتاب‌های دیگر هست که سند آنها ضعیف است و مثال روشن‌تر آن در روضه اباعبدﷲ علیه السلام است که خیلی از روضه‌هایی که خوانده می‌شود طبق روایاتی است که سند آنها ضعیف است. معمولاً علما می‌گویند اخبار «من بلغ» شامل این موارد نمی‌شود؛ به عبارت دیگر یعنی اگر می‌خواهید روضه بخوانید باید حتماً سند آن مطلبی که می‌گویید قوی و معتبر باشد یا اگر می‌خواهید فضائل اهل بیت علیهم السلام را بگویید باید سندش معتبر باشد.

یک مطلبی را از آیت‌ﷲ بهجت نقل می‌کنم بعد می‌گویم که درست مطلب چیست. یک وقت کسی خدمت آیت‌ﷲ بهجت عرض کرد که آقا برخی این روضه‌هایی که می‌خوانند دروغ است، نه اینکه شک داریم یا سند ضعیف است اصلاً می‌دانیم خلاف واقع است. آقای بهجت فرمود این کسی که برای مثال می‌آید این روضه را می‌خواند و یک مطلبی را می‌گوید این الفاظ را نمی‌خواهد بگوید، برای مثال فرض کنید که کسی روی منبر بگوید علی اصغر صلوات ﷲ علیه از تشنگی دست و پا می‌زد؛ این مطلب هیچ سند ندارد، ثانیاً این دروغ است. آقای بهجت می‌فرمود اینکه می‌گوید علی اصغر از تشنگی دست و پا می‌زد، این نمی‌خواهد بگوید دست و پا می‌زده است که شما بگویید دروغ گفت، این روضه‌خوان فقط می‌خواهد بگوید تشنگی به این بچه خیلی فشار آورده است و این مطلب راست است؛ یعنی آقای بهجت می‌فرمود که لفظ این روضه‌ها ملاک نیست بلکه غرض یا مطلبی که نمی‌تواند بگوید در قالب این عبارت می‌گوید و لذا کسی که می‌گوید علی اصغر دست و پا می‌زد مدرک هم ندارد اشکالی هم ندارد. این فرمایش آقای بهجت کاملاً هم درست است.

لزوم تفکیک ملاک‌های ارزیابی فقهی از ملاک‌های اخلاقی، تاریخی و عرفانی

قصه‌هایی که در کتاب مثنوی مولوی هست راست است یا دروغ است؟ ظاهر آن این است که دروغ است. یا کتاب منطق‌الطیر عطار که همه آن قصه است، قطعا و یقینا من البدو الی الختم قصه‌ها جعلی است. کتاب منطق‌الطیر عطار کتابی است که مرحوم کمپانی و مرحوم آقا سید احمد کربلایی اشعارش را شرح و تفسیر کرده‌اند. مراد این کتاب‌ها این است که مطالبی که فوق زبان حقیقت است را با این زبان می‌گویند. مطلبی که آقای بهجت می‌فرماید کاملاً درست است و در فضائل اهل بیت این لفظ یا این عبارت شاید هیچ‌کجا نیامده است ولی ما مطلب بسیار بلندی را در قالب این عبارت می‌گوییم؛ به عبارت دیگر هر علمی برای خودش یک ملاک ارزیابی دارد. اینکه سند معتبر است یا سند ضعیف است، مربوط به فقه است اما در درس اخلاق کسی نمی‌گوید که سند این حدیث درست بود یا نادرست بود. اخلاق یک ملاکی دارد، فضائل اهل بیت علیهم السلام، روضه اهل بیت علیهم السلام آن هم یک ملاک دارد. شما نباید با ملاک فقه، تاریخ اهل بیت را بگویید؛ تاریخ ضوابطی دارد، فقه هم ضوابطی دارد. اگر در فقه خواندید که سند هر حدیثی باید درست باشد، تمام کتاب تاریخ طبری من البدو الی الختم دروغ است، در حالی که یکی از بهترین کتاب‌های مورخین تاریخ طبری است.

علامه عسکری می‌فرمود که خدا دروغگوتر از طبری تا کنون نیافریده است؛ ولی تاریخ طبری از معتبرترین کتاب‌های تاریخ است. می‌گویند اجماع داریم که تفسیر طبری از بهترین تفاسیر قرآن است، همین طبری که خدا از این دروغگوتر نیافریده است. تفسیر ملاک ارزیابی دارد، فضائل اهل بیت ملاک‌هایی دارد، اخلاق ملاک‌هایی دارد، فقه هم همین‌طور؛ و لذا ملاک این را در آن نباید بیاورید.

محل برگزاری