خارج اصول حرم‌مطهر

خارج اصول (اجتماع امر و نهی) حرم‌مطهر ۱۳۹۹

اقتضاء و ضد - آیا عدم ضد خاص متلازم ضد دیگر است، تقریر محل نزاع بر اساس کلام آخوند

مباحث مطرح شده در این جلسه:
آیا عدم ضد خاص متلازم ضد دیگر است؟
تقریر محل نزاع بر اساس کلام آخوند
اشکال آخوند به بحث تلازم در مساله ضد خاص
پاسخ استاد به اشکال آخوند

❋ ❋ ❋

بحث در این است که آیا ضد خاص نهی دارد؟
مرحوم آخوند در کفایه بعد از بحث مقدمیت، بحث تلازم را مطرح کرده است.

مسلک تلازم در بحث ضد خاص
آخوند خراسانی این بحث را اینگونه مطرح کرده است: برخی تصور کرده‌اند هر ضدی با عدم ضد دیگر متلازمین‌اند و هر حکمی که یکی از متلازمین در وجود دارد دیگری هم همان حکم را خواهد داشت. اگر ضدی واجب بود، باید عدم ضد دیگر واجب باشد.
توضیح مطلب اول: هر ضدی با عدم ضد دیگر متلازم است. مثلا سیاهی با عدم سفیدی تلازم دارد. یا مثلا نقیض با عدم نقیض دیگر متلازم است، یا وجود با عدم عدم متلازم است، یا عدم متلازم با عدمِ وجود است. ارتفاع نقیضین محال است پس سیاهی با عدم سفیدی جمع می‌شود و متلازمین در وجودند.
(بسیاری از کتابها مثل مصباح الاصول یا حواشی کفایه به وجود و ماهیت مثال زده‌اند. که این تشبیه غلط است؛ چون وجود و ماهیت متلازمین نیستند. مثلا در خدای متعال وجود هست اما ماهیت ندارد. در واقع اصلا ماهیت چیزی نیست، ماهیت شیء نیست و بحث ما در دو شیء است.)
توضیح مطلب دوم: وقتی دو چیز تلازم در وجود دارند، باید تلازم در حکم هم داشته باشند. اگر یکی واجب است، دیگری هم باید واجب باشد. و الا اگر تلازم در حکم نباشد، اشکالات زیادی پیش می‌آید. مثلا تکلیف به محال بلکه تکلیف محال میرود.

پاسخ آخوند به بحث تلازم در ضد خاص
آخوند به این مسلک جوابی داده که تقریبا بعد از ایشان همه آن را قبول کرده‌اند. آخوند فرموده است که لازم نیست متلازمین در وجود، تلازم در حکم هم داشته باشند، بلکه فقط باید متخالف در حکم باشند. تطهیر با عدم نماز تلازم دارد، اما معنایش این نیستکه تطهیر و عدم نماز واجب هستند. معنایش این است که اگر ازاله واجب است، عدم نماز نمی‌تواند حرام باشد، اما می‌تواند مباح باشد. پس متلازمین در وجود می‌توانند در حکم تلازم نداشته باشند.

جواب استاد به آخوند
متلازمین در وجود معنایش این است که هر دو معلولّ علت ثالثه باشند. به عبارت دیگر بین متلازمین با مفیض و علت، رابطه علّی و معلولی برقرار است که این رابطه وجوبی است نه امکانی. اگر شارع به یکی امر کرد، خود به خود امر به دیگری هم هست. درست است که خدا می‌تواند به یکی امر کند و به دیگری امر کند، یا به یکی امر کند و در مورد دیگری ساکت باشد؛ اما امر شارع به یکی، امر به دیگری هم هست. ایجاد یکی از دو معلول، ایجاد دیگری هم هست. پس همیشه شارع اگر به یکی امر کند، در واقع در مورد دیگری سکوت نکرده است. در نتیجه نماز خواندن به جای ازاله نجاست باطل است چون امر به تطهیر، امر به ترک نماز است.