خارج اصول حرم‌مطهر

خارج اصول (اجتماع امر و نهی) حرم‌مطهر ۱۳۹۹

اقتضاء و ضد - امر به شیء نهی از ضد است یا مقتضی ضد است یا متضمن آن

مباحث مطرح شده در این جلسه:
امر به شیء مقتضی نهی از ضد عام
امر به شیء عین نهی از ضد و نقد آن
امر به شیء متضمن نهی از ضد و نقد آن
امر به شیء ملتزم نهی از ضد

❋ ❋ ❋

امر به شیء مقتضی نهی از ضد عام
آیا امر به شیء نهی از ضد عام به معنای ترک است؟ اگر مولی به نماز امر کرد، آیا این امر به نماز به معنای نهی از ترک است؟ یعنی آیا وجوب نماز، مقتضی حرمت ترک نماز است؟ این بحث ضد عام به معنای ترک است.
کسی که قائل به این است که امر به شیء مقتضی نهی از ضد عام است، یا باید بگوید امر به شیء عین نهی از است، یا باید بگوید مقتضی آن است به عنوان تضمن، یا باید بگوید مقتضی آن است به عنوان التزام.
امر به شیء عین نهی از ضد است به این معناست که کسی بگوید امر به هر چیزی با ترک ترکش کی است یعنی امر به صلاه به معنای ترکِ ترک صلاه است. ترکِ ترک صلاه، نفی در نفی است که اثبات است.
این صرف ادعاست و دلیلی ندارد. آیا امر شارع (صلّ) با نهی (لا تترک الصلاه) یکی است. عرف این را دوچیز می‌داند، پس امر به شیء عین نهی از ضد نیست و این‌ها دو مطلب‌اند.

اگر بگوییم امر به شیء متضمن نهی از ضد است؛ دلیلش این است که امر یعنی طلب الفعل مع المنع من الترک کما اینکه معالم گفته است.
جواب می‌دهیم که امر، بسیط است نه اینکه مرکب از طلب الفعل و منع من الترک باشد. منع من الترک در واقع تاکید طلب الفعل است. به عبارت دیگر امر و نهی مثل هم نیستند. در امر چیزی را طلب می‌کند اما در نهی ترک را طلب نمی‌کند. «صلّ» یعنی فعل صلاه را می‌خواهم اما «لایغتب» به معنای این نیست که ترک غیبت را می‌خواهم، بلکه فقط معنایش این است که غیبت نشود. نه اینکه نبود غیبت مطلوب من است و اراده کرده‌ام انجام نشود. به عبارت دیگر نهی به معنای زجر، جلوگیری، منع از فعل و عدم الفعل است اما امر به معنای طلب چیزی است.

اگر بگوییم امر به شیء به دلالت التزامیه نهی از ضد است؛ دلالت التزامیه یا بین بالمعنی الاخص است با بین بالمعنی الاعم.
بین بالمعنی الاخص یعنی هر وقت این لازم تصور شد، آن ملزوم هم تصور شود. تصور این همان و تصور دیگری همان. آیا امر به شیء همان و نهی از ضدش همان؟ یعنی هر کسی امر به شیء را تصور کرد، نهی از ضدش را تصور کرده است؟ معلوم است که هر کسی از امر، نهی را نمی‌فهمد. شاهدش هم این است که گاهی انسان امر را تصور می‌کند ولی از نهی غافل است.

بین بالمعنی الاعم یعنی هرگاه لازم و ملزوم و رابطه این دو را تصور کردیم، جزم به نسبت بیابیم. آیا هرگاه امر را تصور کردیم، نهی را هم تصور کردیم، و رابطه این دو را که وجود و عدم است تصور کردیم، جزم می‌یابیم که هر امری نهی دارد؟ چنین چیزی نیست؛ شاهدش هم این است که از قدیم گفته اند: امر مصلحت می‌خواهد و نهی مفسده. آیا هر چیزی را که امر می‌کنند، در وجودش مصلحت هست و در عدمش مفسده است؟ مسلما در فعل صلاه مصلحت هست، اما آیا نماز نخواندن مفسده دارد؟ یا نماز نخواندن عدم المصلحه است. غیبت کردن مفسده دارد، اما آیا غیبت نکردن مصلحت دارد؟ یا عدم المفسده است. معمولا هر عملی مصلحت دارد یا ترکش مفسده دارد و هر دو نیست. خوردن شراب مفسده دارد اما شراب نخوردن مصلحت ندارد. پس هر عملی یا امر است بدون نهی و یا نهی است بدون امر.
در نتیجه امر به شیء مقتضی نهی از ضد نیست.