مباحث مطرح شده در این جلسه:
آیا عدم مانع یکی از مقدمات است؟
مثلا اگر ترک نماز مقدمه ازاله نجاست از مسجد باشد، ترک نماز واجب و فعل آن حرام است، در نتیجه نماز باطل می‌باشد.
توضیحی پیرامون عدم
عدم بر دوقسم است: عدم مطلق و عدم مضاف

❋ ❋ ❋

آیا می‌توان گفت عدم المانع یکی از مقدمات است؟ به عبارت دیگر آیا می‌توان گفت یکی از مقدمات تطهیر مسجد، ترک نماز است؟ اگر ترک نماز مقدمه ازاله باشد، ترک نماز واجب است پس فعلش حرام و نماز باطل است.

توضیحی پیرامون «عدم»
دو نوع عدم داریم: عدم مطلق و عدم مضاف. عدم مطلق که در مقابل وجود است. عدم مضاف یعنی عدم زید، عدم فرش. معروف این است که عدم مضاف بهره‌ای از وجود دارد، یعنی عدم وقتی به ملکه یا شیء اضافه شود، چیزکی می‌شود. عدم مطلق هیچ است و روشن است که هیچ وقت نمی‌تواند علت چیزی باشد. اما عدم مضاف که بحث ما هم عدم المانع است، علامه طباطبایی و ملا هادی سبزواری و ملاصدرا گفته‌اند عدم مضاف بهره‌ای از وجود دارد، ولی این درست نیست؛ عدم، عدم و هیچ است. اصلا در عدمستان چند عدم نداریم، بلکه عدم عدم است و نیستی است. اگر می‌گویند عدم مضاف بهره‌ای تاز وجود دارد، مسامحه و مجاز است. عدم تاثیر ندارد، بلکه وجود علت است. به عبارت دیگر ما یک حمل اولی ذاتی داریم و یک حمل شایع صناعی. حمل اولی ذاتی مربوط به مفهوم است یعنی اگر بحث در مفهوم عدم است، عدم و هیچ است اما اگر بحث در لغت عدم است، لغت عدم، وجود است. مثل اینکه کسی با خودکار سیاه بنویسد سفید، این مفهوما سفید است اما مصداقا سیاه است. پس عدم به حمل اولی ذاتی عدم است، اما مصداقا وجود است. و بحث درباره حمل اولی ذاتی نیست، حقیقت عدم حمل شیاع صناعی است که هیچ است. به عبارت دیگر هر وقت بخواهیم درباره عدم حرف برنیم باید به صورت سالبه محصله حرف بزنیم والا قضایای معدوله همیشه موجبه‌اند، که دو گونه است: قضیه موجبه معدوله المحمول، قضیه موجبه سالبه محصله المحمول که هر دو موجبه‌اند. اگر بگوییم زید لیس بقائم، این قضیه موجبه است گرچه محمولش سالبه است. اگر بگوییم زید غیر قائم، قضیه موجبه و معدوله المحمول است. در قضیه موجبه که معدوله‌ها هم موجبه‌اند، موضوع می‌خواهد؛ اما در قضیه سلب تحصیلی موضوع نمی‌خواهد.
در نتیجه هر وقت در اصول می‌گویند عدم المانع، عدم المانع با عدم مطلق فرقی ندارد و هیچ تاثیری ندارد. پس نمی‌توانیم بگوییم عدم المانع یکی از مقدمات است.