مقدمه: کلام در این باب بود که آیا نماز جمعه در زمان غیبت واجب است یا خیر و اگر واجب است وجوب آن از چه نوعی است؟

کلمات شیخ طوسی را هم بررسی نمودیم و ظاهر کلات ایشان این بود که شرط وجوب نماز جمعه حضور امام معصوم یا نایب امام است. معنای فرمایش شیخ اینست که نماز جمعه در زمان غیبت واجب نیست و حتی صحیح هم نیست. پس نماز جمعه در زمان حضور واجب تعیینی است و در زمان غیبت اصلا جایز نیست.

ادامه اقوال فقها: مرحوم صاحب جواهر می‌فرماید: «فمن الغريب دعوى بعض المتفقهة أن الشيخ ممن يقول بوجوبها عينا‌»‏[۱]‎  از عجایب روزگار است برخی متفقهان (کسانی که فقیه نیستند و فقه بلد نیستند) گفته‌اند شیخ طوسی معتقد است نماز جمعه واجب عینی است.

مرحوم صاحب جواهر در ادامه نقل فرمایشات و اقوال فقها آورده است: «و في الغنية و كذا المحكي عن القاضي «يجب الاجتماع في صلاة الجمعة بشرط الامام العادل أو من نصبه و جرى مجراه بالإجماع»» مرحوم ابن زهره در کتاب غنیه قاضی ابوعلی در کتاب الجواهر فی الفقه فرموده‌اند: نماز جمعه واجب است به شرط حضور امام عادل (معصوم) یا کسی که امام او را نصب نموده است و کسی که جاری مجرای منصوب از طرف امام معصوم است (یعنی معصوم فرموده‌اند شما هم بخوانید).

این عبارت نمی‌گوید نماز جمعه واجب است، بلکه می‌گوید اگر امام معصوم نماز جمعه می‌خواند حضور واجب است. و اگر امام معصوم نماز جمعه نخواند، اقامه واجب نیست. فلذا این عبارت مفید بحث ما نیست.

صاحب جواهر به نقل از ابن ادریس آورده است: «عن السرائر نفي الخلاف عن اشتراط انعقادها بذلك و أن إجماع أهل الأعصار عليه، و في المعتبر السلطان العادل أو نائبه شرط وجوب الجمعة، و هو قول علمائنا»‏[۲]‎ در کتاب سائر نقل شده است هیچ اختلافی وجود ندارد که شرط صحت نماز جمعه، امام معصوم است. یعنی در زمان غیبت خواندن نماز جمعه واجب نیست.

صاحب جواهر به نقل از علامه حلی فرموده است: «في المعتبر السلطان العادل أو نائبه شرط وجوب الجمعة»‏[۳]‎ و مرحوم محقق حلی در کتاب معتبر فرموده است: شرط وجوب نماز جمعه وجود سلطان عادل است. پس اگر امام معصوم باشد نماز جمعه صحیح و واجب است.

مرحوم محقق در لواح فرموده است: «ثم قال في اللواحق: «المسألة الخامسة لو لم يكن إمام الأصل ظاهرا سقط الوجوب، و لم يسقط الاستحباب و صليت جمعة إذا أمكن الاجتماع و الخطبتان»‏[۴]‎ اگر امام اصل (معصوم) غایب است، وجوب ساقط میشود اما استحباب ساقط نمی‌شود. می‌توان نماز جمعه و خطبه را خواند. به نظر محقق حلی نماز جمعه مستحب نیست، بلکه مراد او اینست که اقامه نماز جمعه مستحب است ولی اجتماع واجب است (یعنی اگر اقامه شد، واجب است شرکت شود.)

سپس محقق حلی فرموده است: «قال فيه في موضع آخر: «لو كان السلطان جائرا و نصب عدلا استحب الاجتماع و انعقدت جمعة، و أطبق الجمهور على الوجوب، لنا أنا بينا أن الامام العادل أو من نصبه شرط الوجوب، و التقدير عدم ذلك الشرط، أما الاستحباب فلما بيناه من الاذن مع عدمه»»‏[۵]‎ اگر سلطان جائری مانند شاه پهلوی باشد و یک شخص عادلی را به عنوان امام جمعه تعیین کند، مستحب است مردم بروند و نماز جمعه هم دایر می‌شود. البته اهل سنت معتقد به وجوب هستند. استحباب هم بدین جهت است که ائمه(علیهم السلام) اذن داده‌اند.

معنای کلام محقق حلی اینست که در زمان حضور، نماز جمعه واجب تعیینی است (هم اقامه و هم حضور در نماز) اما در زمان غیبت، اقامه مستحب است و حضور در نماز هم مستحب است. علت هم اینست که ائمه اجازه داده‌اند.

مرحوم صاحب جواهر به نقل از علامه حلی آورده است: «في التذكرة يشترط في وجوب الجمعة السلطان أو نائبه عند علمائنا أجمع، للإجماع على أن النبي(صلى ﷲ عليه و آله) كان إلى قوله في المعتبر كذا إمامة الجمعة، و قال أيضا فيها بعد ذلك بمسافة: «و هل للفقهاء المؤمنين حال الغيبة و التمكن من الاجتماع و الخطبتين صلاة الجمعة؟ أطبق علماؤنا على عدم الوجوب، و اختلفوا في استحباب إقامتها فالمشهور ذلك، و قال ابن إدريس و سلار: لا يجوز»»‏[۶]‎ ایشان در کتاب تذکره فرموده است اگر امام معصوم هست، نماز جمعه واجب است (تعییناً) و این که در زمان غیبت می‌توان نماز جمعه خواند یا نه، فقها اعتقاد دارند واجب نیست اما اختلاف دارند که اقامه جمعه مستحب است یا خیر.

مرحوم صاحب جواهر به نقل از کتاب تحریر علامه حلی آورده است: «و في التحرير «أن من شرائط الجمعة الإمام العادل أو من نصبه، فلو لم يكن الامام ظاهرا و لا نائب له سقط الوجوب إجماعا، و هل يجوز الاجتماع مع إمكان الخطبة؟ قولان»»شرط نماز جمعه، امام عادل (معصوم) است یا کسی که امام او را نصب کند. و در این که آیا اجتماع با فرض امکان اقامه جایز است یا خیر، دو قول وجود دارد.

مرحوم صاحب جواهر به نقل از نهایه الاحکام علامه حلی و مجمع الفایده مقدس اردبیلی و ذکری شهید اول نقل نموده است: «عن نهاية الأحكام و مجمع البرهان، و في الذكرى «و شروطها سبعة: الشرط الأول السلطان العادل، و هو الإمام أو نائبه إجماعا لما مر، و لأن النبي (صلى ﷲ عليه و آله) كان يعين لإمامة الجمعة، و يشترط في النائب أمور تسعة- إلى أن قال-: التاسع إذن الامام له كما كان النبي (صلى ﷲ عليه و آله) يأذن لأئمة الجمعات و أمير المؤمنين (عليه السلام) بعده، و عليه إطباق الإمامية، هذا مع حضور الامام (عليه السلام) و أما مع غيبته كهذا الزمان ففي انعقادها قولان- ثم قال-: إن عمل الطائفة على عدم الوجوب العيني في سائر الأعصار و الأمصار»»‏[۷]‎ شرایط نماز جمعه هفت چیز است و شرط اول حضور معصوم است و پیغمبر هم امام جمعه را تعیین می‌کرد (پس اگر امام منصوب نباشد نماز جمعه جایز نیست) …. عمل طایفه اینست که نماز جمعه واجب تعیینی نیست. یا تخییری است یا حرام است. بحث در اینست که آیا حضور امام شرط وجوی نماز است یا شرط مشروعیت نماز جمعه است؟

اگر گفتیم امام شرط مشروعیت نماز جمعه است، در این فرض در زمان غیبت، نماز جمعه حرام است. اما اگر اما را شرط وجوب دانستیم، در زمان غیبت، نماز واجب نیست ولی جایز است. پس باید ادله را ازاین باب بررسی نماییم.

پانوشت‌ها

  1. جواهر الكلام، النجفي الجواهري، الشيخ محمد حسن، ج۱۱، ص۱۵۲. [⤤]
  2. جواهر الكلام، النجفي الجواهري، الشيخ محمد حسن، ج۱۱، ص۱۵۳. [⤤]
  3. جواهر الكلام، النجفي الجواهري، الشيخ محمد حسن، ج۱۱، ص۱۵۳. [⤤]
  4. جواهر الكلام، النجفي الجواهري، الشيخ محمد حسن، ج۱۱، ص۱۵۳. [⤤]
  5. جواهر الكلام، النجفي الجواهري، الشيخ محمد حسن، ج۱۱، ص۱۵۳. [⤤]
  6. جواهر الكلام، النجفي الجواهري، الشيخ محمد حسن، ج۱۱، ص۱۵۳. [⤤]
  7. جواهر الكلام، النجفي الجواهري، الشيخ محمد حسن، ج۱۱، ص۱۵۴. [⤤]