خارج فقه حرم مطهر

خارج فقه (خیارات) حرم مطهر ۱۳۹۸

استاد احمد عابدی

دلیل آیت الله اراکی بر مالکیت
❋ ❋ ❋

مقـدمـه: بیان نمودیم شیخ یازده دلیل برای قول مشهور ذکر نموده است. در این مسئله، بیشتر عبارات مکاسب نیز ناظر به کتاب جواهر است.

نظر آیت‌ﷲ اراکی در مسئله: آیت‌ﷲ اراکی در کتاب خیارات، دلیلی غیر از دلایلی که شیخ فرموده، ذکر نموده است. ایشان معتقد است که قول مشهور صحیح است و مشتری در زمان خیار مالک مبیع می¬شود. آیت‌ﷲ اراکی در مقام دلیل فرموده است: «الظاهر أنّ البيع و النقل و الانتقال الخارجي عند العرف غير متوقّف على مُضيّ زمان الخيار و يشهد لذلك أمور، الأوّل: كون الخيار عندهم بمعنى إعادة الملك، و لولا حصول النقل بالإيجاب و القبول و كان الحال كما بين الإيجاب و القبول لزم أن يكون معنى الفسخ إبطال الأثر التأهّلي الثابت للإيجاب و القبول و هو خلاف ما ارتكز عند العامّة.» عرفاً بیع و نقل و انتقال، متوقف بر سپری شدن زمان خیار نیست (و به مجرد عقد متبایعین مالک می¬شوند.) سه شاهد بر این وجود دارد که عرفاً مال با عقد از ملک بایع خارج می¬شود. اول این که از نظر عرفی معنای خیار اعاده¬ی ملکیت است، اگر معنای خیار اعاده¬ی ملک باشد یعنی آن چیزی را که فروخته است بر می¬گرداند، در این صورت نظر مشهور صحیح است زیرا اعاده¬ی ملک بدین معناست که مبیع از ملک بایع خارج شد و با خیار آن برگردانده می¬شود. لازمه¬ی این حرف، مالک شدن مشتری در زمان خیار است.
اگر این نبود که نقل و انتقال با ملک حاصل می¬شود و مسئله¬ی ما مثل خود ایجاب و قبول باشد به معنای ابطال اثر تاهلی است. یعنی همان گونه که تا ایجاب و قبول هر دو همزمان نیاید ملکیت حاصل نمی¬شود، اگر در مانحن فیه بیع و گذشت زمان خیار مانند ایجاب و قبول باشد، یعنی هم عقد باشد و هم زمان خیار بگذرد، در این صورت ابطال اثر تاهلی اتفاق می¬افتد.
مقصود از اثر تاهلی اینست که اهل سنت مواردی مانند عقل و بلوغ و … که در شیعه به شرایط عامه تکلیف گفته می¬شود، تأهل (یعنی اهلیت عبادت = عاقل و بالغ و قادر بودن) می¬گویند. آیت‌ﷲ اراکی می¬فرماید اگر خیار شرط ملکیت باشد (یعنی تا خیار تمام نشده انسان مالک نشود) معنایش اینست که فسخ اثر تأهلی ایجاب را از بین می¬برد. (یعنی اگر کسی بگوید این کالا را به شما فروختم و قبل از این که قابل، قبول کند، بایع ایجاب را از بین ببرد، به این ابطال اثر تاهلی گفته می¬شود، یعنی اثری را ابطال کرد که اهلیت داشت که با یک قبول باعث ملکیت شود.) و این بر خلاف ارتکاز عامه است.
شاهد دیگری که آیت‌ﷲ اراکی آورده اینست که: «أنّهم يحكمون بتحقّق البيع بعد الإيجاب و القبول لا عند الانقضاء، و البيع عبارة عن النقل الخارجي دون الإنشائي.» عرف مردم وقتی چیزی را خریدند و فروختند حکم به این می¬کنند که مشتری مالک شد و برای انقضای خیار صبر نمی¬کنند.
شاهد سومی که آیت‌ﷲ اراکی آورده اینست که: «أنّ كلّا من الطرفين يسلّم المال لصاحبه بعنوان أنّه ماله لا بعنوان أنّه أمانة عنده. لا يقال: فلم ينكرون على من تصرّف تصرّفا ناقلا في زمان الخيار؟ لأنّا نقول: التحاشي من جهة تفويته لمحلّ الحقّ لا لعدم كونه مالكا.» در زمان خیار مردم نمی¬گویند این مال امانت است بلکه همه حکم به مالک بودن مشتری می¬کنند و در غیر این صورت مال باید امانت می¬بود. سپس ایشان ان قلتی مطرح نموده که چرا اگر کسی در زمان خیار تصرف کند، مردم به او اعتراض می¬کنند؟ خود ایشان در پاسخ فرموده است علت انکار یا اعتراضی که مردم می¬کنند اینست که این تصرفات محل تفویت حق دیگران است.

نقد فرمایشات آیت‌ﷲ اراکی: این که آیت‌ﷲ اراکی فرمودند بیع به معنای نقل و انتقال است و نقل و انتقال هم از حین عقد است و متوقف بر انقضای خیار نیست، بیان می¬کنیم اولین اشکال اینست که بیع به معنای نقل و انتقال نیست. بیع گاهی معنای مصدری و گاهی معنای اسم مصدری دارد. اگر بیع را به معنای مصدری بگیریم به معنای فعل بایع است (نه این که به معنای فعل بایع و مشتری باشد.) نقل و انتقال هم معنای بیع نیست زیرا با موارد دیگری چون ارث و وصیت و … هم حاصل می¬شود. معنای بیع هم تملیک خاص است.
ضمناً بر فرض این که بیع را به معنای نقل و انتقال بدانیم، ولی تا یک امر عرفی مورد امضای شرع نباشد اعتبار ندارد. شاید شیخ طوسی بگوید آن ادله¬ای که من می¬آورم همگی دلیل بر اینس که این فهم عرفی غلط است. عرف مردم می¬گویند مشتری مالک شده است اما شیخ معتقد است شرع این برداشت عرف را امضا نکرده است.
اشکال دیگری که به فرمایش آیت‌ﷲ اراکی وجود دارد اینست که مسئله¬ی فسخ و ابطال اثر تاهلی که ایشان مطرح نمود، باید بدانیم فسخ به معنای اعاده¬ی ملک نیست بلکه در معنای انحلال عقد است. برگرداندن مال نتیجه و لازمه¬ی فسخ است و معنای فسخ نیست. ابطال اثر تأهلی هم پاسخش اینست که ما این را می¬پذیریم اما هر کس خربزه خورد باید پای لرزش هم بنشیند. اگر بین عقد و انقضای خیار، فسخی حاصل شد در این صورت باید تبعات فسخ را پذیرفت و اهلیت آمدن زمان انقضا خیار و ملکیت باطل می¬شود.
مطلب دیگر هم این که آیت‌ﷲ اراکی فرمودند عرف بدین صورت حکم می¬کند که وقتی چیزی را خرید مالک آن می¬شود، اما رجوع به عرف برای مفاهیم است نه مربوط به احکام. ما در فقه نباید رجوع به عرف کنیم که ببینیم عرف چه حکمی می¬کند. آن که به درد می¬خورد اینست که آن چه در قرآن و روایات به کار رفته است، عرف چگونه معنا می¬کند.