❋ ❋ ❋

مقـدمـه : بیان نمودیم اقسام بیع چهار صورت نقد و کالی به کالی و نسیه و نقد دارد. این چهار قسم از ناحیه اجل است اما کل تقسیمات بیع این¬ها نیست. و برای بیع تقسیمات زیادی وجود دارد.

معاملات سه طرفه (معاملات مرکب) : معمولا معاملات بین دو نفر است و می¬توان گفت کل کتاب مکاسب روی همین فرض است که دو نفر مثل بایع و مشتری عقدی را انجام می¬دهند. اما اگر معامله¬ی سه نفری بود، این دیگر در مکاسب ذکر نشده است. البته مراد ما این نیست که دو نفر مثلا مشاعاً کالایی را از شخص سومی بخرند، این هم همان دو طرف است مراد ما معامله¬ای است که سه طرف دارد. مثلا الف چیزی از شخص ب طلب دارد. بعد الف آن طلب را به شخص ج می¬فروشد و پولش را از ج می¬گیرد. به نحوی که هر سه طرف الف و ب و ج در معامله نقش داشته باشند. الان در معاملات بزرگ جهان، این سه طرفه بودن وجود دارد و طرف سوم عمدتاً بانک است و این گونه نیست که امانتدار یکی از طرفین باشد، بلکه خودش هم ذی نفع و صاحب نظر در معامله است. به این معاملات، معاملات مرکب گفته می¬شود.

نسـیه : اصل نسیه، از نسی به معنای تاخیر است و مراد تاخیر از پرداخت ثمن است. اما اصل تصور نسیه مشکل است مانند سلم و کالی به کالی. مشکلی که وجود دارد اینست که تعلیق در عقد، سبب بطلان عقد است و از شرایط عقد، تنجیز است. اگر کسی بگوید این فرش را فردا به تو فروختم، چنین عقدی باطل است چون عقد بر آمدن فردا معلق شده است. در نسیه یا سلم، تعلیق وجود دارد. مگر این که کسی بگوید اینجا بین عقد و منشأ فرق می¬گذاریم، یعنی بگوییم عقد به این صورت است که این کالا را به تو فروختم اما اگر این کالا بخواهد وارد ملک شما شود، معلق بر اینست که دوشنبه بیاید. مثل وصیت تملیکی. در اجاره چنین چیزی قابل تصور است. اما در بیع آیا می¬شود عقد را الان خواند ولی ملکیت یک ماه دیگر حاصل شود؟ اگر خود انشاء معلق بر چیزی باشد این باطل است و اجماعی است. اما اگر کسی بگوید تعلیق در عقد اشکالی ندارد، آیا می¬توان گفت در ما نحن فیه باز عقد باطل است گرچه تعلیق درست است؟ مثلا کسی بگوید این کتاب را به شما می¬فروشم که یک ماه دیگر برای شما بشود اما الان پولش را بده. شاید گفته شود این گونه معاملات باطل است، در مکاسب یک اصل کلی وجود دارد که ثمن و مثمن جایگزین هم هستند و ثمن از هر جیبی در آمد، مثمن باید داخل همان جیب برود، اگر کسی بگوید عقد معلق صحیح است اما نمی¬شود الان پول از جیب کسی در بیاید اما عوض آن در جیبش نرود. بیع یعنی معامله و داد و ستد. نمی¬شود الان شخص پول بدهد اما عوض را ماه دیگر بگیرد. طبق این اصل شیخ انصاری باید گفت نسیه و سلم باطل هستند و این ها قابل درست کردن نیستند، مگر این که کسی بگوید در باب نسیه، همین الان داد و ستد نقد است. در نسیه این جنس نقداً تحویل می¬شود و عوضش هم الان ذمه طرف مقابل الان بدهکار شد فقط این ذمه را بعداً باید تفریغ کند. در این صورت نسیه و سلم درست می¬شود اما احتمال دارد بگوییم راه دیگری هم وجود دارد.