خارج فقه حرم مطهر

خارج فقه (خیارات) حرم مطهر ۱۳۹۸

استاد احمد عابدی

مقتضای اطلاق عقد
❋ ❋ ❋

مقـدمـه : کلام در باب اقسام معامله از نظر زمان بود. بحث تا اینجا این بود که ببینیم آیا تصور درستی از نسیه و سلم ممکن است یا خیر؟

مقتضای اطـلاق عقـد: اولین مسئله که در باب نقد و نسیه مطرح شده این که شیخ انصاری می¬فرماید اطلاق عقد، اقتضا دارد معامله نقد باشد، ظاهراً هم مراد از اطلاق عقد اینست که اگر شرطی ذکر نشود، باید ثمن و مثمن نقد باشد.
آیت‌ﷲ خوئی فرموده است اطلاق عقد اقتضا دارد که عقد معجل باشد و ثمن و مثمن همین الان تحویل شوند، حتی اگر مطالبه ای هم در کار نباشد. چون عقلا و شرعاً نگه داشتن مال مردم جایز نیست. بعباره اخری آیت‌ﷲ خوئی میفرماید با بیع انسان مشغول الذمه می¬شود و فراغ ذمه واجب است. سپس آیت‌ﷲ خوئی فرموده است اگر قرینه¬ای داشتیم بر این که بایع به تاخیر راضی است به همان قرینه عمل می¬شود اما اگر قرینه¬ای نداشتیم به مجرد عقد باید ثمن و مثمن تحویل شود. نکته دیگر هم این که اگر در معامله¬ای شرط تعجیل شد که فوری نسلیم و تسلم انجام شود، این شرط هیچ نتیجه¬ای ندارد و اطلاق عقد اقتضا داشت ثمن و مثمن فوری تحویل شود. فلذا فقط ثمره¬ی این شرط، تاکید مقتضای عقد است.

بیان یک احتمال و رد آن: شاید کسی بگوید فایده ی چنین شرطی ایجاد خیار است و اگر شرط نباشد، خیار نیست. آیت‌ﷲ خوئی می¬فرماید این تفاوتی ندارد. زیرا اگر تحویل فوری ثمن و مثمن را شرط کنند، این شرط مذکور است اما اگر ذکر نمی¬شد باز این شرط بود، فقط شرط ضمنی بود. البته مشروط به این که این شرط، ارتکاز بایع و مشتری باشد.

وجود انصراف در اطلاق عقد : اگر در یک منطقه، یک چیزی متعارف باشد. مثلا هر معامله¬ای می¬کنند، کالا را با چند روز تاخیر تحویل می¬دهند، در چنین جایی، شرط تعجیل، ثمره دارد. زیرا در این منطقه، اطلاق عقد به امر متعارف منطقه انصراف دارد و با شرط این انصراف را از بین می¬بریم.

شروع بحث از استاد عابدی : این مطالبی که آیت‌ﷲ خوئی مطرح فرموده¬اند، همه خروج از بحث است. بحث در این بود که آیا اطلاق عقد، اقتضای نقد بودن دارد یا نسیه بودن؟ در حالی که آیت‌ﷲ خوئی بحث را روی عجله و عدم آن برده است. در حالی که عجله و نقد بودن دو چیز است. مثلا اگر صبح معامله شود و ظهر پرداخت شود این نقد است اما عجله نیست. بحث ما در نقد بودن یا نسیه بودن است. ممکن است بیعی نقد باشد اما پرداخت فوری نداشته باشد. بعباره اخری در بحث خیار تاخیر ثمن، گفته می¬شود اگر مشتری پول را گرفت و جنس را ندارد، بایع بعد از سه روز خیار دارد. یعنی معامله نقد هست اما عجله در پرداخت نیست.
این که آیت‌ﷲ خوئی فرمودند اگر متعارف منطقه¬ای تاخیر در پرداخت است عقد بر متعارف حمل می¬شود و اگر شرط کردند باید تعجیل کند. در جاهایی که متعارف تاخیر در پرداخت است اگر اطلاق عقد بر متعارف حمل شود، مثلا تاخییر شش روزه باشد، این دیگر نسیه است و دیگر بیع نقد نیست. در جایی فرمایش ایشان درست است که یک یا دو ساعت متعارف باشد، نه این که چند روز و بیشتر فاصله باشد. در چنین مواردی معامله بر نسیه بودن حمل می¬شود. یعنی اطلاق عقد، مقتضایش نسیه بودن معامله است.