خارج فقه حرم مطهر

خارج فقه (خیارات) حرم مطهر ۱۳۹۸

استاد احمد عابدی

خیار متصل و غیرمتصل
❋ ❋ ❋

مقدمه: ابتدا یک جمع بندی از مطالب گذشته مطرح می¬نماییم، سپس چند فرع فقهی ذیل همین بحث مطرح می¬نماییم؛ (حضرت استاد عابدی مطالب جلسات گذشته را مرور و جمع بندی نمودند که طلاب در صورت تمایل بهتر است به فایل صوتی رجوع نمایند.)

نقد دلیل مشهور: مشهور که قائل به عدم جواز تصرف در زمان خیار هستند، هیچ دلیل شرعی بر مدعای خود نیاورده¬اند و فقط دلیل عقلی آورده¬اند و می¬گویند این تصرف در حق مردم است. یعنی ائمه هیچ چیزی در این باره نفرموده¬اند و این آقایان با استحسانات عقلی چنین حکمی صادر فرموده-اند.

نظر مختار: ما معتقدیم باید گفت خیار عبارت از ملک فسخ عقد است و این که گفته می¬شود خیار حقی در عقد است و یا این که خیار حقی در عین است که می¬تواند عین را برگرداند؛ بدین صورت نیست که خیار حق بالفعل یا حق بالقوه باشد. یعنی کسی که مثلاً در نانوایی است و نانی را خریده است و الان خیار مجلس است، یعنی بایع می¬تواند نانی را که داده پس بگیرد. حال آیا بایع یک حقی در این نان دارد یا می¬تواند حقی ایجاد کند مثلاً اگر بایع بگوید فسخت، حالا حق ایجاد کرده است؟ درست اینست که خیار حق نیست، بلکه سبب ایجاد حق است.
ولذا تا موقعی که بایع فسخ نکرده اصلا حقی در این مال نیست، پس وقتی حقی نیست مشتری می¬گوید من مالک هستم و می¬خواهم مال خودم را بخورم و تصرفش صحیح و حلال است. اصل این استدلال که گفته شود در زمان خیار مال متعلق حق دیگران است، غلط است. یعنی ذوالخیار حقی ندارد بلکه می¬تواند حقی ایجاد کند و تا این حق را ایجاد نکرده است، مشتری در ملک خود تصرف می¬کند.

خیار متصل و منفصل: خیاری که تا الان از آن بحث شد چه نوع خیاری است؟ خیار بر سه قسم است:
• گاهی خیار به عقد متصل است مانند خیار مجلس یا خیار حیوان
• گاهی خیار منفصل از عقد است مانند این که کسی در خیار شرط، شرط کند وقتی فلانی آمد با او مشورت کنم و اگر او گفت فسخ کنم و فعلا آن شخص نیست. یا مثلا کسی چیزی را نسیه یا با چک به مشتری فروخت و اتفاقا مشتری بعد العقد ورشکست شد و حالا بایع خیار حق افلاس دارد.
• گاهی سبب خیار متصل به عقد است اما ظهور آن بعد العقد است مانند خیار غبن یا خیار عیب. یعنی سبب خیار، حین العقد است اما ظهور آن در زمان کشف عیب یا غبن است.
این سه نوع خیار را داریم. خیار متصل به عقد، قطعا داخل در بحث هست. خیار دوم که منفصل از عقد است و در واقع با یک فاصله زمانی از عقد ایجاد می¬شود، قطعا داخل در بحث نیست و تصرف در مال جایز است. در نوع سوم که سبب خیار حین العقد و ظهور آن بعد العقد است، محل اختلاف است.