مباحث مطرح شده در این جلسه:
- شروط بیع ربوی
- شرط اول: وحدت در جنس
- بررسی اتحاد جنس در حبوبات، میوهها و سبزیجات (مسئله ۲۲ عروه)
- بررسی اتحاد جنس در گوشتها و پرندگان (مسئله ۲۳ عروه)
شروط بیع ربوی
شرط اول: وحدت در جنس
بحث درباره شرایط ربا بود و نخستین شرطی که گفته شده بود، این بود که آن دو جنس ربوی باید یک نوع و یک جنس باشند. مسئلهای که در جلسه پیشین مطرح شد، فلزات نهگانه مانند طلا، نقره، آهن، روی، سرب و امثال آنها بود. برای مثال، در معامله طلا با طلا، عیار آن اهمیت ندارد؛ طلا با طلا، نقره با نقره و سرب با سرب، همگی جنس ربوی محسوب میشوند. اگر کسی بخواهد طلا را با طلا معامله کند، نباید با کموزیاد همراه باشد، در غیر این صورت ربا است.
سایر فلزات مانند سرب، روی، مس و غیره نیز به همین صورت هستند. در کتاب «عروة الوثقی» شش مورد مثال زده شده و سه مورد ذکر نشده است؛ آن سه موردی که بیان نشده، شامل استیل (استیل با استیل)، چدن (آهنی که چدن است) و مس است. این موارد به همراه آن شش موردی که در «عروه» آمده است، همگی از فلزاتی هستند که ربا در آنها جاری است. فلزی که مشمول ربا است، به این معنا است که تفاوت در آلیاژ یا قیمت (گرانتر یا ارزانتر بودن) اهمیتی ندارد. ملاک این است که وزن آنها باید مساوی باشد، در غیر این صورت ربا است؛ این مطلبی است که پیشتر بیان شد.
بررسی اتحاد جنس در حبوبات، میوهها و سبزیجات (مسئله ۲۲ عروه)
در اینجا دو مسئله وجود دارد که نکات چندانی ندارند و به سرعت قرائت میشوند. در مسئله بیستودوم «عروه» آمده است: (مسألة ۲۲): الحبوب کلّ واحد منها جنس، کالحنطة و الأرز و الماش و العدس و نحوها، نعم الحنطة و الشعیر فی حکم الجنس الواحد و کذا کلّ واحد من الفواکه المختصّة باسم خاصّ، فالمشمش بأقسامه جنس و کذا الخوخ صغیره و کبیره و التین أسوده و أخضره و الرمّان حلوه و حامضه و کذا التفّاح و السفرجل و اللیمو بقسمیه جنس و الاترج جنس و هکذا و کذلک الخضروات؛ فالبطّیخ بأقسامه جنس و الرقی جنس و الخیار بقسمیه جنس و کذلک البقول کلّ واحد منها جنس، فالاسفناج جنس و الکراث جنس و الشبت جنس و النعناع جنس و هکذا. (العروه الوثقی ج ۶ ص ۴۲)
حبوبات، هر نوعی از آنها یک جنس واحد به شمار میرود. به این معنا که برای مثال، ماش با ماش، عدس با عدس و لوبیا با لوبیا یک جنس هستند؛ مانند گندم با گندم، برنج با برنج؛ برای نمونه برنج ایرانی با برنج پاکستانی یک جنس محسوب میشوند و نباید با کموزیاد معامله شوند. چای نیز به همین صورت است.
پیشتر نیز بحث شد که گندم و جو در حکم جنس واحد هستند؛ بنابراین یک کیلو گندم باید با یک کیلو جو معامله شود و کموزیاد جایز نیست. در مورد میوهها نیز هر میوهای که نام خاصی دارد، ملاک در ربای آنها اتحاد جنس است. اگر همجنس باشند و معامله با کموزیاد صورت گیرد، ربا و حرام است.
بهعنوانمثال، انگور انواع و اقسامی دارد؛ اگر بخواهند یک نوع انگور را با نوع دیگر معامله کنند، باید هموزن باشند. در مورد میوههایی که هرکدام نامی دارند، مثلاً زردآلو با تمامی انواعش یک جنس است. احتمالاً مقصود سید از عبارت «باقسامه»، انواعی مانند زردآلو با قیسی یا مواردی است که «شمس» نامیده میشوند؛ زردآلو و قیسی یک جنس محسوب میشوند.
«خوخ» همان هلو یا شفتالو است. هلوی کوچک و بزرگ یک جنس هستند. معامله هلو با هلو ملاک است، اما هلو با زردآلو ربا نمیشود؛ یعنی میتوان یک کیلو هلو داد و صد کیلو زردآلو گرفت؛ اما در مورد هلوی کوچک با هلوی بزرگ ربا جاری است.
انجیر سیاه و انجیر زرد (اخضر به معنای سبز است که معمولاً به انجیر نارس اطلاق میشود اما در اینجا منظور انجیر زرد است) یک جنس به شمار میروند. انار ترش و انار شیرین نیز یک جنس هستند.
«و کذا التفاح و السفرجل و اللیمو بقسمیه»؛ منظور این نیست که سیب با به معامله شود؛ معامله سیب با به ربا نیست و میتوان یک کیلو سیب داد و دو کیلو به گرفت؛ اما خود سیب با تمامی انواعش (لبنانی، زرد، قرمز و…) یک جنس است. «سفرجل» یا همان «به» (اصفهان و غیر اصفهان) و لیمو نیز با هر دو قسمش یک جنس هستند. هرچند سید بهصورت صریح فتوا داده است که لیمو با تمامی اقسامش یک جنس محسوب میشود و ربا در آن جاری است، اما در این موردتردید وجود دارد.
آیا عرف مردم، لیموی شیرین و لیموی ترش را -که به هر دو لیمو گفته میشود- واقعاً یک جنس میدانند یا دو جنس؟ بعید به نظر میرسد اینها عرفاً یک جنس باشند. این مسئله دقیقاً مانند توتفرنگی و توت معمولی است. توتفرنگی بوته است و توت معمولی میوه درخت، هرچند به هر دو «توت» اطلاق میشود، اما آیا یک جنس هستند و ربا در آنها پیش میآید یا دو جنس متفاوتاند؟ گمان نمیرود کسی اینها را یک جنس بداند؛ توت و توتفرنگی دو چیز متفاوت هستند. همچنین در مورد خربزه؛ خربزههایی که در اینجا وجود دارد یک نوع هستند و خربزههای درختی نوعی دیگر؛ هرچند به هر دو خربزه گفته میشود، اما بعید است عرفاً یک جنس محسوب شوند.
احتمالاً اشتراک لفظی است. خلاصه آنکه در مورد لیمو که ایشان میفرماید تمامی اقسامش یک جنس است و ربا دارد، تردید وجود دارد. احتمال میرود لیموی شیرین و ترش باوجود نام مشترک، دو جنس باشند.
مورد دیگر پس از لیمو، «الاترُجّ» است. برخی میگویند «اترج» به معنای نارنج است، اما چنین نیست؛ «اترج» همان بالنگ است که شبیه پرتقالی بزرگ است و از پوست آن مربای بالنگ تهیه میکنند.
سبزیجات نیز به همین صورت هستند. برای مثال هندوانه با تمامی انواع و اقسامش یک جنس به شمار میرود و معامله هندوانه با هندوانه موجب ربا میشود. در مورد عبارت «والرقی جنس»، معنای دقیق «رقی» مشخص نیست. در کتابهای لغت نیز جستجوی بسیار شد، اما احتمال زیاد میرود که «رقی» واژهای در میان گویشهای محلی عرب باشد و عربی فصیح نباشد. احتمال دارد که به معنای خربزه باشد.
خیارچنبر و سایر انواع خیار یک جنس هستند. برای مثال، در تایلند جوکی وجود دارد مبنی بر اینکه در ایران مقابل مهمان خیار میگذارند و این موضوع برای آنها بسیار خندهدار است. علتش این است که آنها خیاری دارند که اصلاً قابلخوردن نیست و وقتی میشنوند ایرانیها به مهمان خیار تعارف میکنند، آن خیار در ذهنشان تداعی میشود. آن خیار بسیار زبر، زمخت و حتی از کدو هم بدتر است. بههرحال همگی «خیار» نامیده میشوند و ربا در آنها پیش میآید.
در سبزیجات (بقولات)، هر نوعی یک جنس است. برای نمونه: انواع اسفناجها یک جنس هستند. تره ایرانی و ترهفرنگی نیز یک جنس هستند. نعنا نیز به همین صورت است؛ نعنای ایرانی و نعنای فرانسوی «کراث» نامیده میشوند.
سبزیجات همگی در عنوان «سبزی» مشترکاند، اما هرکدام جنس، قیمت و خاصیت متفاوتی دارند؛ بنابراین توت و توتفرنگی دو جنس هستند و در مورد لیمو نیز با شک و تردید نگریسته میشود؛ اما هندوانه، چه گرد باشد و چه دراز، همگی یک جنس هستند.
مورد دیگر «الشبت» است که در برخی نسخههای «عروه» بهصورت «شبثت» ذکر شده است. احتمالاً این نگارشها نادرست است و صحیحِ آن «سُبت» (با ضمه سین) است. «سُبت» به معنای گل ختمی یا گلگاوزبان است. در کتاب «المخزن»، «سُبت» به گل ختمی معنا شده است. مورد بعدی «النعناع» است که یک جنس محسوب میشود. این موارد بحث فقهی چندانی نداشت و ملاک این است که ببینیم آیا عرف اینها را یک جنس محسوب میکند و نام واحدی دارند؟ پیشتر گفته شد که مقصود از کلمه «جنس»، نوع منطقی است نه جنس منطقی؛ یعنی واژه جنس به کار میرود و از آن «نوع» اراده میشود.
بررسی اتحاد جنس در گوشتها و پرندگان (مسئله ۲۳ عروه)
مسئله بیستوسوم نیز مشابه قبلی است: (مسألة ۲۳): اللحوم مختلفة باختلاف الحیوانات، فلحم الغنم جنس من غیر فرق بین الضأن و المعز و لحم البقر و الجاموس جنس واحد کما هو کذلک فی باب الزکاة، فلا یجوز بیع لحم البقر بلحم الجاموس متفاضلا و کذا الإبل عرابها و بخاتیها جنس واحد؛ و الطیور أجناس مختلفة کلّ واحد ممّا له اسم خاصّ جنس، من غیر فرق بین الذکر و الانثی؛ فالدجاج و الدیک جنس واحد و العصفور جنس و هکذا؛ و أمّا الحمام فقیل: جمیع أصنافه جنس واحد و إن اختلف الاسم فالفاختة و الورشان جنس واحد، لکنّه مشکل، بل الأقوی أنّ کلّ ما یختصّ باسم فهو جنس؛ و إن کان الأحوط الأوّل؛ و السمک جنس واحد علی قول و أجناس علی قول آخر؛ و الجراد جنس و یظهر من المخزن أن جراد البحر نوع منه و الروبیان نوع من السمک، فلا مانع من بیع أحدهما بالآخر متفاضلا؛ لکن الأحوط عدم التفاضل بینهما و لا بین واحد منهما مع کلّ من الجراد و السمک. (العروه الوثقی ج ۶ ص ۴۳)
گوشتها بهتبع اختلاف حیوانات، متفاوت هستند. اگر بخواهند گوشت را با گوشت معامله کنند، ربا پیش میآید. برای مثال گوشت گوسفند یک جنس است و تفاوتی میان گوشت بره و بز نیست و هر دو یک جنس محسوب میشوند و ربا در آنها جاری است؛ اما معامله گوشت گوسفند با گوشت گاو ربا نیست.
گوشت گاو و گاومیش (جاموس) یک جنس واحد هستند. بوفالو نیز جزو گاومیش محسوب میشود؛ همانگونه که در باب زکات نیز چنین است؛ برای مثال اگر کسی ۳۰ گاو داشته باشد، زکات بر او واجب است، اما اگر ۲۵ گاو و ۵ گوسفند داشته باشد، زکاتی بر او نیست؛ بنابراین فروش گوشت گاو در برابر گوشت گاومیش با کموزیاد (متفاضلاً) جایز نیست و ربا محسوب میشود.
«بخاتی» جمع «بختی» است. معمولاً واژگان «عراب» و «بخاتی» در مورد اسب به کار میروند، اما سید یزدی در اینجا برای شتر استفاده کرده است. در مورد شتر نیز شتر عربی (عراب) و غیرعربی (بخاتی) همگی یک جنس محسوب میشوند. شترهای کوچکی که جثهای مشابه گوسفند دارند نیز در همین حکم هستند.
پرندگان اجناس متفاوتی دارند. هر پرندهای که نام خاصی دارد، یک جنس است. برای مثال کبوتر و یاکریم؛ آیا اینها دو جنس هستند و ربا ندارند یا یک جنس محسوب میشوند؟ میفرماید: تفاوتی میان نر و ماده نیست.
مرغ و خروس باوجود داشتن دو نام، یک جنس واحد هستند؛ زیرا عرف مردم این دو را یکی میداند و لذا ربا در معامله آنها جاری است. همچنین انواع مرغ (سیاهوسفید) یک جنس هستند. گنجشک نیز یک جنس است و لذا معامله گنجشک با کبوتر ربا نیست.
برخی گفتهاند تمامی اصناف کبوتر، باوجود اختلاف در نام (مانند کبوتر، یاکریم، بلبل و غیره) یک جنس هستند. فاخته همان کبوتر تاجدار است. ورشان نیز نوعی کبوتر است. قولی وجود دارد مبنی بر اینکه پرندگان با تمامی انواعشان یک جنس هستند؛ یعنی برای مثال کبوتر با طاووس یا بوقلمون یک جنس هستند.
سید یزدی میفرماید: پذیرش اینکه کبوتر و بلبل یک جنس باشند، دشوار است. بلکه اقوی آن است که هر چه نام خاصی دارد، یک جنس است؛ بنابراین کبوتر و یاکریم دو نام دارند و ربا در معامله آنها جاری نمیشود. هرچند احتیاط در قول نخست است که تمامی پرندگان را با کبوتر یک جنس بدانیم. در زبان افغانستانی به بوقلمون «فیلمرغ» میگویند؛ یعنی مرغی که مانند فیل است. اگر چنین باشد، مرغ و بوقلمون یک جنس محسوب شده و ربا در آنها پیش میآید.
بر اساس یک قول، تمامی ماهیها یک جنس هستند؛ برای مثال ماهی و میگو یک جنس محسوب میشوند و وزن باید مساوی باشد؛ بنابراین قولی وجود دارد که تمامی جانداران دریایی یک جنس هستند.
قول دیگر آن است که برای مثال کوسه و ماهی دو جنس متفاوت هستند. تمامی ملخها یک جنس محسوب میشوند. از کتاب «المخزن» چنین برمیآید که ملخ دریایی نوعی از آن است. مقصود از ملخ دریایی، همان میگو است. در «المخزن» آمده است: «ان جراد البحر نوع من السمک»؛ ملخ دریایی نوعی ماهی است. روبیان نیز نوعی ماهی است. در خوزستان به میگو «روبیان» میگویند.
بههرحال ملاک، وحدت نام یا وحدت جنس است. اگر کسی میگو را جنسی غیر از ماهی بداند، خریدوفروش آنها با کموزیاد (متفاضلاً) اشکالی ندارد. هرچند انواع آن خواص متفاوتی دارند، اما یک جنس محسوب میشوند. مقتضای احتیاط آن است که در تمامی این موارد قائل به ربا باشیم و چنین معاملهای انجام ندهیم. این دو مسئله بحث فقهی چندانی نداشت و تنها مرور عبارات مقصود بود.
