خارج اصول پردیسان

خارج اصول (استصحاب) پردیسان ۱۳۹۹

تنبیهات استصحاب، تنبیه دوم

مباحث مطرح شده در این جلسه:
تنبیهات استصحاب، تنبیه دوم

❋ ❋ ❋

با توجه به اینکه بعلت مشکل فنی، فایل صوتی این جلسه درس خارج اصول پردیسان در سایت گذاشته نشده، متن درس به صورت کامل بارگذاری شده است.

تنبیه دوم استصحاب:
هر عنوانی که در ادله ذکر می‌شود ظاهر آن عنوان این است که فعلی باشد نه تقدیری و فرضی، مثلاً از مجتهدی باید تقلید شود که بالفعل مجتهد است نه اینکه بعداً قرار است مجتهد شود. در بحث استصحاب هم همین‌طور است، وقتی می‌گویند استصحاب یعنی قضیه متیقنه و قضیه مشکوکه یعنی یقین بالفعل و شک بالفعل.
(امام خمینی(ره) مثالی ذکر کرده: فرض کنید یک دلیلی داریم که شرب خمر حرام است و فرض کنید یک روایت صحیح السندی گفته خمر در یک صورت مثلاً اضطرار حلال است، یک مکلفی این حدیث را نشنیده و اگر این شخص در این صورت خمر را بخورد گناه کرده و اگر آن حدیث حلیت را شنیده باشد و خمر را بخورد گناه نکرده است. )
اینجا دو صورت داریم: صورت اول: اگر کسی یقین داشت که محدث است بعد غافل شد و نمازش را خواند بعد از نماز شک کرد که وضو گرفته بود یا نگرفته بود.
صورت دوم: اگر کسی یقین داشت که حدث از او سرزده بعد شک کرد که وضو گرفته یا نگرفته، بعداً غافل شد و نمازش را خواند بعد از نماز شک کرد که وضو گرفته بود یا نه.
در صورت اول شیخ و آخوند گفته‌اند نمازش صحیح است به این دلیل که کسی که اول از او حدث سر می‌زند می‌شود متیقن سابق، وقتی غفلت کرد نه یقین دارد و نه شک، لذا استصحاب حدث جاری نیست و در حال غفلت نماز می‌خواند و بعد از نماز شک می‌کند، می‌گوییم استصحاب قبل از نماز جاری نبود و این نماز صحیح است به دلیل قاعده فراغ و این شخص از اینجا به بعد برای نمازهای بعدی باید وضو بگیرد.
در صورت دوم شیخ و آخوند فرموده‌اند نماز این شخص باطل است چون قاعده فراغ جاری نیست.
قاعده فراغ این است که اگر کسی هنگام عمل، احتمال می‌دهد که غافل بوده یا نبوده به این می‌گویند مجرای قاعده فراغ مثلاً کسی که نمازش را خوانده بعد از نماز می‌گوید نمی‌دانم وضو گرفتم یا نگرفتم می‌گوییم نمازش صحیح است ولی برای نمازهای دیگر باید وضو بگیرد.
ائمه فرموده‌اند هر وقت شک دارید که نمازتان با وضو بود یا نبود باید بگویید الآن شک دارم و شاید موقع نماز حواسم بوده اینجا نمازتان صحیح است اما اگر بگویید می‌دانم که نمازی که خواندم حواسم نبود که وضو داشتم یا نداشتم اینجا نمازی که خوانده باطل است.
در صورت اول شیخ و آخوند فرمودند نماز این شخص صحیح است به دلیل قاعده فراغ.
امام خمینی و آیت‌ﷲ خویی اشکال کرده‌اند که در اینجا قاعده فراغ جاری نیست چون قاعده فراغ زمانی جاری است که بگویید در هنگام نماز نمی‌دانم غافل بودم یا نبودم، ولی اینجا می‌گویید میدانم که غافل بودم.
اشکال دیگر این است که کسی که قبلاً حدث از او سرزده و بعد غافل شد و شک کرد اینجا بعد از نماز استصحاب جاری می‌کند و می‌گوید محدث است، این نماز می‌شود در حال حدث چون یقین سابق دارد که محدث بود بعد غفلت آمد، بعد از نماز که شک می‌کند باید حدث را جاری کند و این نماز در همین زمان خوانده‌شده پس این نماز هم باطل است پس استصحاب حدث جاری است.
شیخ و آخوند در صورت دوم فرمودند که نماز این شخص باطل است.
امام خمینی و آیت‌ﷲ خویی اشکال کرده‌اند که بله نماز این شخص باطل است نه با استدلال شیخ و آخوند، بلکه به این استدلال که اینجا قاعده فراغ جاری نیست چون می‌داند که موقع نماز غافل بوده بلکه دلیل بر بطلان نماز داریم چون اینجا وقتی استصحاب جاری کردید و قبل از نماز شک کردید و استصحاب می‌گوید شما بی‌وضو بودید و نماز باطل است.
(پس هر وقت بالفعل شک کردید استصحاب جاری است اما اگر غافل بودیم دیگر استصحاب جاری نیست دلیلش این است که روایات باب استصحاب می‌گویند یقین بالفعل و شک بالفعل.)
استاد: اصل بحث درست است اما مثال‌ها اشکال دارد مثال اول که از امام خمینی گفتیم جواب می‌دهیم یکجا این حرف نادرست است یعنی اگر یکجا اضطرار پیش بیاید و این مکلف هم خبر از این حکم اضطرار ندارد و خمر را بخورد امام خمینی می‌گوید حرام خورده ولی ما می‌گوییم حرام نخورده، علتش این است که ما یک احکام اولیه داریم و یک احکام ثانویه، احکام ثانویه هم دو نوع است که شارع حکم می‌کند که احکام ثانویه احکام اولیه را برمی‌دارد، ولی اضطرار این‌طور نیست خداوند وقتی احکام حرام را جعل می‌کرد از اول برای اضطرار حکم حرام جعل نکرد یعنی از اول خدا حرمت عند الاضطرار نیاورده که بخواهد بردارد پس در مثال امام خمینی اصلاً حرمتی جعل نشده که بگوییم این شخص نمی‌دانسته و حرام خورده است.
در مورد دو صورت بعدی هم حق با شیخ و آخوند است و نماز صحیح است چون بحث ما در اصول عملیه است و این شخص غافل بوده و بعد شک کرده پس استصحاب جاری نیست و ارکان استصحاب کامل نیست و قبلاً گفتیم استدلالات عقلی در اصول عملیه جاری نیست.