خارج اصول، اصول عملیه (برائت) حرم‌مطهر ۱۴۰۴

درس خارج اصول استاد عابدی

نظر اخباریون درباره برائت، اداله اخباریون بر احتیاط، بررسی روایات

مباحث مطرح شده در این جلسه:

  • اصاله البرائه
  • رابطه ادله احتیاط و برائت؛ بررسی نظریه ورود و حکومت
  • تعارض میان ادله وجوب احتیاط و قواعد برائت
  • تبیین ورود طرفینی در ادله احتیاط و برائت
  • نقد روش‌شناختی نظریه ورود و حکومت
  • حل تعارض بر اساس تفکیک ادله مولوی و ارشادی
❋ ❋ ❋
رابطه ادله احتیاط و برائت؛ بررسی نظریه ورود و حکومت
تعارض میان ادله وجوب احتیاط و قواعد برائت

ادله‌ای وجود دارند که بر وجوب احتیاط در شبهه دلالت می‌کنند؛ برای مثال می‌فرماید: «قِفْ عِندَ الشُّبْهَةِ». از سوی دیگر، دلیل برائت می‌گوید: «قبح عقاب بلا بیان»، هر موردی که «لا بیان» باشد، عقابی نیست، به این معنا که تکلیفی بر عهده نخواهد بود. همچنین گفته می‌شود که «دفع ضرر محتمل واجب است». وجوب دفع ضرر محتمل، احتیاط است و «قبح عقاب بلا بیان» نیز برائت است. این دو قاعده عقلی را چگونه می‌توان جمع نمود؟

تبیین ورود طرفینی در ادله احتیاط و برائت

یک احتمال این است که حکومت و ورودی را که شیخ انصاری، مرحوم آخوند و دیگران مطرح نموده‌اند، بدین گونه بیان کنیم: می‌توان به‌گونه‌ای تقریر کرد که ادله احتیاط بر ادله برائت ورود داشته باشد؛ همچنین عکس آن نیز ممکن است؛ یعنی می‌توان ادله برائت را به‌گونه‌ای تقریر کرد که برائت بر احتیاط ورود داشته باشد. بدین ترتیب ورود، طرفینی است؛ یعنی هم احتمال دارد ادله برائت بر ادله احتیاط ورود داشته باشد و هم احتمال دارد که ادله احتیاط بر ادله برائت ورود یابد.

توضیح مطلب این است که اگر کسی بگوید یک دلیل قائل به «قبح عقاب بلا بیان» است و «بیان» را نیز به معنای «علم به تکلیف» تعریف کند، بدین معناست که هرگاه علم به تکلیف وجود ندارد، تکلیفی نیز نیست. ادله احتیاط می‌گوید در هر موردی که شبهه و شک وجود داشت، من دلیل هستم بر اینکه باید احتیاط کنید. در این صورت، دلیل احتیاط بر دلیل برائت ورود دارد. برائت می‌گفت در هرجایی که علم ندارید، جایگاه برائت است؛ اما احتیاط می‌گوید باوجود من، به وجوب احتیاط علم دارید و در اینجا که شبهه است، باید احتیاط کنید. آن قاعده سخن از «لا بیان» می‌گفت و این دلیل می‌گوید: «أَنَا بَیَانٌ». ادله احتیاط می‌گوید: «من بیان هستم»؛ پس دیگر نوبت به «لا بیان» نمی‌رسد. با این تقریر، ادله احتیاط بر برائت ورود می‌یابد.

می‌توان عکس آن را نیز قائل شد و گفت ادله برائت بر ادله احتیاط ورود دارد. ادله احتیاط می‌گوید در شبهه احتیاط کن و دفع ضرر محتمل واجب است؛ یعنی هر جا احتمال ضرر می‌دهید، باید احتیاط کنید؛ اما ادله برائت می‌گوید باوجود من، یقین دارید که دیگر ضرری نیست. ادله برائت را بدین‌صورت معنا کنیم که «قبح عقاب بلا بیان» یعنی عقاب با عدم بیان تکلیف و با بیان عدم تکلیف، قبیح است. «قبح عقاب بلا بیان» دارای دو مصداق است: یکی آنجایی که بیانی درباره تکلیف نیست، شارع ساکت است یا جهل وجود دارد؛ و دیگری آنجایی که بیان داریم تکلیفی نیست که این نیز همان برائت است؛ یعنی در موردی دلیل وجود دارد که تکلیفی نیست. ادله برائت، دلیل بر عدم تکلیف هستند و زمانی که دلیل بر عدم تکلیف باشد، دیگر نوبت به احتیاط نمی‌رسد. احتیاط در جایی است که شبهه باشد، اما برائت می‌گوید من دلیل بر عدم تکلیف هستم و باوجود دلیل بر عدم، دیگر شبهه‌ای باقی نمی‌ماند؛ بنابراین ادله برائت بر ادله احتیاط ورود دارد.

نقد روش‌شناختی نظریه ورود و حکومت

بنابراین همان‌طور که عرض شد، احتمال دارد کسی بگوید این ورود، طرفینی است؛ نه اینکه صرفاً یک‌طرفه باشد که همواره در «رسائل» یا «کفایه» بحث بر این است که آیا ادله احتیاط بر برائت ورود دارند؟ می‌توان به‌گونه‌ای تقریر کرد که ادله برائت بر احتیاط ورود داشته باشد. ولکن تمام این موارد به‌صورت احتمال بیان شد و نه به‌صورت قطعی؛ یعنی گفته شد احتمال دارد برائت بر احتیاط ورود داشته باشد و احتمال دارد احتیاط بر برائت ورود یابد. شاید صحیح این باشد که اساساً در اینجا جایگاه حکومت و ورود نیست؛ زیرا توضیحی که درباره ورود عرض شد، نوعی تصرف در دلیل بود. بدین معنا که وقتی می‌خواهیم دو دلیل را با هم بسنجیم تا تشخیص دهیم حکومت و ورود دارند یا ندارند، نباید در عبارت حدیث تصرف کنیم، بلکه باید عین لفظ را در نظر بگیریم؛ اما اینکه گفته شود معنای «رُفِعَ مَا لَا یَعْلَمُونَ» یا «قبح عقاب بلا بیان» فلان مطلب است و سپس بخواهیم ورود را اثبات کنیم، این ورود نیست، بلکه تغییر دادن دلیل است. باید تابع لفظ دلیل بود؛ لفظ دلیل عبارت است از «رُفِعَ مَا لَا یَعْلَمُونَ» و «قِفْ عِندَ الشُّبْهَةِ». یکی بر برائت و دیگری بر احتیاط دلالت دارد.

حل تعارض بر اساس تفکیک ادله مولوی و ارشادی

باید بررسی کرد که نسبت میان این دو دلیل لفظی یا نسبت میان این دو دلیل عقلی (قبح عقاب بلا بیان و دفع ضرر محتمل) چیست. اگر از این منظر نگریسته شود، باید حکومت و ورود را کنار گذاشت و بدین‌صورت قائل شد که ظاهر نسبت بین این ادله، تعارض است و میان ادله احتیاط و ادله برائت تعارض وجود دارد. شاید راه‌حل تعارض، فارغ از بحث‌های سندی که معمولاً گفته می‌شود ادله احتیاط همگی مشکل سندی دارند، این باشد که با توجه به کثرت روایات، از سند صرف‌نظر کرده و به سراغ دلالت ادله برویم. احتمالاً ادله احتیاط همگی ارشادی و ادله برائت همگی مولوی هستند.

اگر ادله احتیاط ارشادی باشند، در آن صورت ارشاد به مطلبی است که بیان می‌شود. برای مثال، اگر شخصی نداند که محتوای لیوانی شراب است و آن را بخورد و مست شود، مرتکب گناه نشده است؛ اما خود این شخص دچار خجالت می‌گردد. آیا این عمل را عیب نمی‌دانید؟ برای مثال اگر گفته شود فلان شخص حواسش نبود و یک لیوان شراب خورد، این یک عیب محسوب می‌شود؛ یعنی قبح دارد و زشت است.

ادله احتیاط شاید درصدد بیان این مطلب باشد که اگر برائت جاری کردید و به جهت ندانستن، آن را خوردید و برائت نیز گفت اشکالی ندارد، اما ممکن است واقعاً شراب باشد. اگر شراب باشد، خجالت و سرافکندگی به همراه دارد. شاید معنای روایات احتیاط این باشد. جلسه آینده معنای دیگری بیان خواهد شد.

محل برگزاری