خارج اصول، اصول عملیه (برائت) حرم‌مطهر ۱۴۰۴

درس خارج اصول استاد عابدی

نظر اخباریون درباره برائت، بررسی آیات قرآن

مباحث مطرح شده در این جلسه:

  • اصاله البرائه
  • تبیین موضع اخباریین در باب احتیاط و برائت
  • ادله اخباریین بر وجوب احتیاط: آیات قرآن
  • بررسی آیات هم‌سیاق و مشابه
  • مؤیدات روایی در نهی از قول بدون علم
  • تحلیل واژگان و معنای لغوی آیه
  • نقد دیدگاه اختصاص آیه به اصول دین
  • تبیین مسئولیت سمع، بصر و فؤاد
  • جایگاه استدلالی آیه از منظر ظهور و نص
❋ ❋ ❋
اصاله البرائه
تبیین موضع اخباریین در باب احتیاط و برائت

تاکنون استدلال‌های اصولیین بر اثبات برائت ذکر و بررسی شد. البته هنوز استدلال‌های بسیار دیگری نیز هست، اما همین مواردی که به‌عنوان نمونه ذکر کردیم کافی است.

اما بحث اخباریین؛ اخباریین معتقد به احتیاط هستند و برائت را قبول ندارند. البته با تفاوتی میان شبهه تحریمیه و شبهه وجوبیه و تفاوت میان شبهه حکمیه و شبهه موضوعیه.

فعلاً بحث درباره شبهه حکمیه تحریمیه است؛ این موضوع بحث است، وگرنه باقی موارد روشن است. در شبهه تحریمیه اخباریین معتقد به وجوب احتیاط هستند، در برابر اصولیین که قائل به برائت هستند.

ادله اخباریین بر وجوب احتیاط: آیات قرآن

آخوند خراسانی در کفایه می‌فرماید: اصولیین پنج دلیل بر برائت داشتند که یکی از آن‌ها استصحاب بود؛ اما اخباریین سه دلیل دارند؛ نخست قرآن، دوم روایات و سوم دلیل عقلی.

امروز فقط این آیه شریفه را که اخباریین به آن استناد کرده‌اند، مقداری توضیح می‌دهیم؛ زیرا معمولاً کسی این مطلب را توضیح نمی‌دهد. یکی از آیات شریفه‌ای که برای احتیاط به آن استناد کرده‌اند، آیه شریفه: ﴿وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا﴾ (اسراء/ ۳۶) است.

بررسی آیات هم‌سیاق و مشابه

فعلاً در مقام بیان وجه استدلال به آیه نیستیم، بلکه می‌خواهیم بدانیم این آیه شریفه چه می‌فرماید. اولاً چند آیه دیگر شبیه این آیه داریم که با توجه به آن آیات، معنای این آیه نیز روشن می‌شود.

در سوره هود، در داستان حضرت نوح (علیه السلام) می‌فرماید: ﴿إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ﴾ (هود/ ۴۷). بار خدایا، پناه می‌برم به تو که سؤالی کنم که به آن علم ندارم. ملاحظه کنید آن «وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ» است، در اینجا می‌فرماید به خدا پناه می‌برم از اینکه درخواستی از خدا کنم که نمی‌دانم خیر و صلاح من در آن هست یا نیست؛ به خدا پناه می‌برم که چیزی را که نمی‌دانم رواست یا نه، از او درخواست کنم. در تفسیر نیز می‌گویند: «ما لیس لی علمٌ بجوازِ سؤالهِ»؛ یعنی چیزی است که نمی‌دانم آیا می‌شود آن را از خدا خواست یا خیر.

یا در سوره بقره می‌فرماید: ﴿وَأَنْ تَقُولُوا عَلَی اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ﴾ (بقره/ ۱۶۹)؛ یعنی چیزی را که علم ندارید به خدا نسبت بدهید و به خدا بگویید. در سوره زخرف می‌فرماید: ﴿إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ یَعْلَمُونَ﴾ (زخرف/ ۸۶). شهادت به حق باید همراه علم باشد؛ اگر به حق هم شهادت بدهید اما علم نداشته باشید، این شهادت گناه است؛ یعنی باید شهادت به حق و عن علمٍ باشد. در سوره یونس می‌فرماید: ﴿أَتَقُولُونَ عَلَی اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ﴾ (یونس/ ۶۸) که شبیه همان آیه سوره بقره است. این‌ها آیاتی هستند که شبیه به آیه «وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ» بودند.

مؤیدات روایی در نهی از قول بدون علم

در روایات هم شبیه این را داریم؛ هم در روایات شیعه هست و هم در روایات اهل سنت وجود دارد. در نهج‌البلاغه چنین عبارتی داریم و در صحیح بخاری و صحیح مسلم نیز هست. در حدیثی که اهل سنت دارند، شخصی آمد و مسئله‌ای را از عایشه پرسید؛ عایشه گفت که این مسئله را از علی (علیه السلام) بپرسید زیرا من نمی‌دانم.

کسی که نمی‌داند اگر جواب سؤال را بدهد، هم خودش لغزیده و هم دیگران را می‌لغزاند؛ فَضَلَّ وَ أَضَلَّ. شبیه این در نهج‌البلاغه نیز وجود دارد؛ آنجا که می‌فرماید قاضی‌ای که علم ندارد چه چیزی ناسخ و چه چیزی منسوخ است؛ فَضَلَّ وَ أَضَلَّ. در صحیح مسلم، حدیث شماره ۲۷۶ نیز این تعبیرها را داریم.

تحلیل واژگان و معنای لغوی آیه

آیه شریفه «لَا تَقْفُ»، از ماده «ق، ف و»، همان «قفا» به معنای پشت گردن است «لَا تَقْفُ» یعنی تبعیت نکن و پشت سر چیزی که به آن علم نداری، نرو. ازاین‌جهت که مأموم به دنبال امام می‌رود، چون پشت سر او است. «لَا تَقْفُ» یعنی در قفا، در پشت سر و در تبعیت چیزی که «لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ» است، نباشید.

نقد دیدگاه اختصاص آیه به اصول دین

در کتابی مانند کفایه یا بسیاری از کتاب‌های تحقیقی، همواره این‌گونه پاسخ می‌دهند که این آیات مربوط به اصول دین است و ربطی به فروع دین ندارد و بحث ما فروع دین است. می‌خواهم توضیح بدهم که آیا این سخنان صحیح است یا خیر. آیه که می‌فرماید «لَا تَقْفُ»، آیا این فروع دین را می‌گوید یا اصول دین را؟ در ادامه می‌فرماید: ﴿إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا﴾.

تبیین مسئولیت سمع، بصر و فؤاد

درباره «سَمْع»؛ معنای آن این نیست که اگر سخنی را شنیدید و بعد خواستید درجایی نقل کنید، مسئول هستید. یا مثلاً «بَصَر» یعنی آنچه را که دیدید بعد درجایی نقل کنید و بگویید دیدم، در آن صورت معنای آن این است که زبان مسئول است؛ یعنی آنچه را که شنیده است زبان نباید بگوید و آنچه را که دیده است نباید زبان بگوید؛ درحالی‌که آیه می‌فرماید گوش مسئول است و چشم مسئول است؛ نمی‌فرماید زبان مسئول است.

ابوعلی سینا در وصیت‌نامه خویش می‌گوید که با خدا عهد بسته‌ام که دروغ نشنوم. باز درجایی می‌گوید با خدا عهد بسته‌ام که دروغ نخوانم. کتاب‌های رمان که تماماً داستان‌های دروغین است؛ می‌گوید با خدا عهد بسته‌ام که دروغ نخوانم.

آیه چنین مطلبی را می‌فرماید: ﴿إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ﴾. گوش مسئول است. در روایت داریم: «الْمُسْتَمِعُ مِنْ قَوْمٍ وَ هُمْ لَهُ کَارِهُونَ یُصَبُّ فِی أُذُنَیْهِ الْآنُکُ وَ هُوَ الْأُسْرُبُّ» (ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ص ۲۲۳)؛ یعنی کسی که به سخن گروهی گوش دهد درحالی‌که آن‌ها کراهت دارند، در گوش او «آنُک» می‌ریزند و «آنُک» یعنی مواد مذاب. پس اکنون معنای «سَمْع» استراق سمع از حلال است، یعنی همان دو نفر که با هم صحبت می‌کنند و نمی‌خواهند کسی بشنود، شنیدن سخن آنان حرام است، نه اینکه شنیدن صوت حرام.

در ادامه می‌فرماید: «وَالْبَصَرَ» یعنی دیدن. معنای آن این نیست که چیزی را ببینید و بعد تعریف کنید؛ آیه این را نمی‌گوید. معنای «وَالْبَصَرَ» این است که خود دیدن بعضی‌اوقات حرام است. مثلاً درب خانه‌ای باز است؛ آیا می‌توان به درون این خانه نگاه کرد؟ در آیه «إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ»، خود نگاه کردن مسئولیت آور است و روز قیامت باید پاسخگو بود، حتی اگر نقلی صورت نگیرد. نه اینکه بخواهد ببیند و بعد برود تعریف کند، آن اصلاً مسئله دیگری است.

مانند اینکه پیامبر (صلی‌ﷲ‌علیه‌وآله) در خانه با همسر خویش بود، سپس دید شخصی از سوراخ دیوار به درون خانه پیامبر نگاه می‌کند. پیامبر برخاست تا چوبی یا چیزی بیابد که در چشم او فرو کند؛ که چرا در خانه نگاه می‌کنی؟ یعنی حرام است. در رساله‌ها نیز نوشته‌اند. «فُؤَاد» نیز به معنای سوء‌ظن است؛ یعنی کسی سوء‌ظنی به کسی داشته باشد یا سوء‌ظن مربوط به دل است. ادامه آیه تماماً فروع دین است.

جایگاه استدلالی آیه از منظر ظهور و نص

اکنون باید توضیح بدهیم که اولاً خود این آیه چه می‌فرماید و سپس در کجا باید به این آیه عمل کنیم و در کجا عمل نکنیم. فعلاً در یک کلمه، خود این آیه شریفه «نص» در بحث نیست، بلکه «ظاهر» است؛ زیرا کلمه «عِلْم» نکره در سیاق نفی است و نکره در سیاق نفی نیز مفید «عموم» است. الفاظ عموم در عموم «ظاهر» هستند و «نص» در عموم نیستند.

پس خود این آیه نص در این نیست که عمل به ظن حرام است یا قول بغیر علم نگویید، بلکه ظاهر است.

محل برگزاری